دلنوشته یکی از داوطلبان موسسه

دل نوشته یکی از داوطلبان موسسه به یاوران

وقتی نوجوان بودم عاشق داستان بابالنگ دراز بودم.
ناشناس بودن بابا لنگ دراز برای دخترک یتیمِ داستان،برایم حیرت انگیز بود.
حتی وقتی مادر شدم هم کارتون بابالنگ دراز رو با علاقه نگاه میکردم،و گاهی نامه هایی که جودی ابوت  برای حامیش نوشته بود رو میخوندم. وقتی بچه هام خوندن و نوشتن یاد گرفتند بابالنگ دراز جزو اولین کتابهایی بود که براشون خریدم…………… هیچوقت فکر نمی کردم روزی با آدمهایی آشنا بشم که هر کدوم  یه بابالنگ دراز واقعی هستند !!!!
و امروز حس جین وبستر ،نویسنده داستان رو با تمام وجود درک میکنم……..و چقدر دوست داشتم قلم شیوایی مثل جین وبستر میداشتم تا احساسات زیبای فرزندان یاوران را نسبت به  حامیانشان از زبان آنها بنویسم ………..ولی از آنجایی که آن قلم را ندارم به نوشتن حس خودم بسنده میکنم:
“شما زیباترین انسانهایی هستید که در عمرم دیده ام، شما که همه خوبیهای دنیا رو دارید…….دلی به وسعت دریا…….عشقی به عظمت کوه………..دیدی به فراخی آسمان  ………..و من از خداوند برای شما سلامتی و توانی به اندازه همه دنیا میخواهم.”